داستانک

زیبا

از زمین و زمان گِله می کرد ، حوصله هیچ کس را نداشت، زندگی برایش مانند سرابی بود و روزها یکی پس از دیگری تکراری می گذشت ، انگار نه انگار که فرشته کوچکی در راه بود ، سیگار کشیدنش بیشتر شده بود.

کرایه خانه ، کرایه مغازه و دیگر هزینه ها برایش رمقی نگذاشته بود ؛ خانمش می گفت : مگه با غصه خوردن چیزی درست نمی شود ....
امیدت به خدا باشه
بهار از راه رسید ؛ شکوفه درختان جلوه زیبایی بر شهر افکندند ...
با تولد دخترش، امید تازه ای در دل او جوانه زد و لبخندی بر لبانش نقش بست .
زیبا آمد که زندگی زیباتر شود.


نویسنده : اسحاق فتاحی

حکایت

🌹🌹🌹🌹🌹

حاتم طایی را گفتند از تو بزرگ همت تر در جهان دیده ای یا شنیده ای گفت بلی روزی چهل شتر قربان کرده بودم امرای عرب را پس به گوشه صحرایی به حاجتی برون رفته بودم،خارکنی را دیدم پشته فراهم آورده. گفتمش به مهمانی حاتم چرا نروی که خلقی بر سماط او گرد آمده اند؟ گفت
هر که نان از عمل خویش خورد
منت حاتم طائی نبرد
من او را به همت و جوانمردی از خود برتر دیدم

✍ گلستان سعدی

ورود داستان‌ کوتاه

🌍🌍🌍🌍🌍
برای ورود داستان کوتاه و رمان به ایران نیاز به تحولی ادبی و فکری بود که تا زمان مشروطه فراهم نشد. مشروطه خود نیز زاده تحول فکری ایرانیان بود که از آغاز دوران قاجاریه شروع شده بود دانشجویانی که امیرکبیر برای تحصیل به غرب ،فرستاد جنگها و پیمان نامه ها آمدوشدها، به ایرانیان فهماند که بیرون از مرزها، دنیایی دیگر وجود دارد که بسیار متفاوت با آن چیزی است که در طول سالها دیده اند محصلان ایرانی در اروپا با رمان که در آن زمان در اوج خود ،بود آشنا شدند و با نگاه به آثار ادبی کهن ایران به این نتیجه رسیدند که قالبهای کهن توانایی بیان عقاید و اندیشههای انسان جدید را ندارد و بهترین ،راه تقلید از سبک و سیاق جدید است. قبل از مشروطه هم به لزوم تغییر در قالبهای ادبی اشاراتی رفته بود میرزا فتحعلی آخوندزاده در نامه ای به میرزا آقاخان تبریزی مینویسد: «دور «گلستان» و زینت المجالس گذشته است‌ امروز این قبیل تصنیفات به کار نمی آید.تصنیفی که متضمن فوائد ملت و مرغوب طبایع خوانندگان است فن دراما و رمان است.»


محمد علی جمالزاده در مقدمه اولین مجموعه خود یکی بود یکی نبود همین نکته را خاطرنشان می‌کند رمان بهترین آینه ای است برای نمایاندن احوالات اخلاقی و سجایای مخصوصه ملل و اقوام چنان که برای شناختن ملت روس از دور، هیچ راهی بهتر از خواندن کتابهای تولستوی و داستایوسکی نیست و یا برای یک نفر بیگانه که بخواهد ایرانیان را بشناسد؛ هیچ چیز بهتر از کتاب «حاجی «بابای موریه و جنگ) (ترکمان و «قنبرعلی» کنت گو بینو نیست شناخت مردم و تأکید بر آن پس از مشروطه مطرح شد و از نیازهای اساسی جامعه ایران به شمار میآمد برای ورود و رسیدن به مرحله رمان جدید جامعه ایران گامهایی بلند را در فاصله زمانی اندکی بر داشت و طی آن شرایط برای پدید آمدن نخستین رمان ایرانی فراهم شد پیش از این گفتیم که اندکی پیش از مشروطه آخرین نمونه رمانس در مرحله خود «امیر ارسلان نامدار بود که حتی نسبت به زمانه خود بسیار عقب تر بود. اما در آن فاصله ، داستان کوتاه توانست با چندگام بلند به رمان برسد. آن گامها عبارت بودند از چهار نوع ادبی زیر ترجمه ها سفرنامه‌های خیالی - آثار کوتاه شده شبه داستانی و رمانهای تاریخی این چهار گام در فاصله زمانی حدود پنجاه سال برداشته شدند و به تدریج مقدمات پیدایش رمان فراهم شد.


📚کارنامه ی نثر معاصر
✍حمید عبداللهیان

سخن بزرگان

هر نقاش ومجسمه ساز قابلی از مدل استفاده می کند نویسندگان و نمایشنامه نویسان نیز باید چنین کنند ، من خود هر کسی را که در نمایشنامه هایم آورده ام از روی مدل زنده نقاشی کرده ام .


برنارد شاو / نمایشنامه نویس ایرلندی

کارگاه تجربه

آیا کتاب خواندن یک ضرورت است یا یک وظیفه؟

🌍🏘🌃🚌🛤🛣

طی سال ها مطالعه در زمینه ادبیات به خصوص ادبیات داستانی با لایه های پنهان شخصیت های داستانی در جوامع مختلف آشنا شدم تک تک لحظه های زندگی آدم های داستان را چون برگی از صفحه روزگار ورق زدم اشک ریختم و لبخند زدم...

در فقر و رفاه در شادی و غم، در جدایی و وصال آدم های داستان شریک شدم ؛ انگار من هم سهمی از دنیای آن ها داشتم ...

من پرواز کردم و می کنم به خیال نویسندگان مختلف در همه این جهان هستی ؛ آری لذت زیستن با انسان ها را تجربه کردم...

ادامه دارد....

مشخصات داستان کوتاه

۱_ طرح منظم و مشخصی دارد.
۲_ یک شخصیت دارد.
۳_ این شخصیت در یک واقعه اصلی ارائه می شود.
۴_در کلی که همه اجزا آن با هم پیوند دارند شکل می بندد.
۵_ تاثیر واحدی را القا می کند.
۶_ کوتاه است.

منبع : هنر داستان نویسی / ابراهیم یونسی

داستان کوتاه

🍁🍁🍁🍁🍁🍁


داستان کوتاه نوعی از داستان است و برشی از زندگی است که می‌توان آن را در یک نشست برای چای خوردن برای دیگران تعریف کرد. یک داستان کوتاه متوسط حدود 3000 الی 7000 کلمه است. البته در این مورد نیز نظرات متفاوتی وجود دارد و برخی معتقدند این تعداد کلمات کمتر بوده و در بعضی مواقع تا 10000 کلمه نیز به عنوان داستان کوتاه تلقی می شود.
قدمت داستان نویسی به دوره نوزدهم میلادی برمی‌گردد. ادگار آلن پو و گوگول را پدران داستان کوتاه می‌دانند. بعد از آنها گی دو موپاسان و چخوف راه آنها را ادامه دادند. در شیوه وسبک واقع گرایی. پس ازاین دو گی دوموپاسان ( 1893-1850) فرانسوی و آنتون چخوف ( 1904 - 1860 ) روسی داستان کوتاه را به طرز شایسته ای تکامل بخشیدند. تأثیراین دو بر نویسندگان پس از خود به حدی بود که برخی تا همین اواخر نویسندگان معاصر داستان کوتاه را به دو طیف مستقل تقسیم می کردند. طیفی که به شیوه چخوف روسی در نوشتن معتقد بود و دیگری که خود را متأثر از موپاسان فرانسوی می دانست.
علت اصلی تمایز این دو در چیزی است که طرح یا پیرنگ (PLOT ) نامیده می شود . چخوف و موپاسان هر دو به واقعیت و واقع گرایی اهمیت زیادی می دادند اما داستانهای چخوف غالبا فاقد طرح پیچیده و گره افکنی های معمول دو نویسنده معروف پیش از خود - گوگول و پو - بود، موپاسان اما به طرح و هیجان انگیزبودن ساختمان قصه هایش بهای زیادی می داد تا آنجا که گاه باور پذیر بودن داستان هایش را فدای تأثیر گذار بودن آنها می کرد. با پیشرفت علم و تکنولوژی و درگیر شدن مردم با زندگی ماشینی چون مردم فرصت کافی برای خواندن داستانهای کوتاه نداشتند، داستانهای کوتاه رونق بیشتری گرفت. تأثیر چخوف بر دو تن از برجسته ترین داستان نویسان پس ازخود یعنی کاترین منسفیلد (1923-1888) انگلیسی و شرود اندرسن ( 1941-1876) آمریکایی بیش از دیگران بود. این دومی به پیروی از چخوف سادگی در طرح را به نهایت رساند. اندرسن کوشید تا داستان کوتاه را از قید و بند نقل ماجرا و طرح وقایع پیچیده و هیجان آور رها سازد. کارهای او نمونه های روشنی از سادگی درطرح و پرداخت به شمار می روند. شیوه او را نویسنده هم تبارش ارنست همینگوی (1961-1899) با خلق داستانهای زیادی در این سبک به کمال رساند. همینگوی با کم رنگ کردن عنصر طرح در داستان به عنصر گفت و گو اهمیت بیشتری داد. قصه های او هر چند در نداشتن طرح پیچیده به کارهای چخوف شبیه بودند اما درونمایه آنها که برابهام و ایهام بنیاد گذاشته شده بودند با داستانهای ساده و روان چخوف قرابتی نداشتند. اگرمکتب چخوف به همینگوی منجر شد، شیوه داستان نویسی موپاسان به اُ. هنری یا ویلیام سیدنی پورتر (1910-1862) انجامید. داستان های اُ. هنری اگرچه معمولا پیام مهمی برای خواننده ندارند اما شیرین و خواندنی اند. پایان های غافلگیر کننده و ساختمان پر کشش آنها در نوع خود بی نظیر است.
جزاینها داستان نویسان معتبری چون هنری جیمز ( 1916-1863) ، دی. اچ . لارنس (1930- 1885) ویلیام فاکنر ( 1962- 1867) ، جیمز جویس (1941- 1882) ، و ویرجینیا وولف ( 1941-1882) نیزسهم زیادی در گسترش هنر کوتاه نویسی داشتند. این سه نفر آخر با خلق شیوه ای که بعدها به جریان سیال ذهن معروف شد داستان نویسی را به عرصه تازه ای کشاندند. در واقع با آغازقرن بیستم میلادی داستان کوتاه تنوع و اوج بیشتری یافت.

تاریخچه داستان


🍂🍂🍂🍂🌱🌱🌱🌱
حتما شنیده‌اید که اولین داستان سرایان تاریخ انسانهای غارنشینی بودند که با کشیدن نقاشی شکار و شکارچی کنار آتش می‌نشستند و برای فرزندان خود قصه می‌گفتند. اما به مرور و با پیشرفت بشر ، داستان و نوشتن آن هم پیشرفت کرد.
رولان باروت در تعریف داستان می‌گوید: داستان جمله‌ای است طولانی و هر جمله داستانی است کوتاه.
در گذشته شاعر پر آوازه ایران سعدی شیرازی در قالب گلستان و بوستان سعدی حکایات و داستانهایی را نگاشت. بعد از او مولوی، عطار ، نظامی ، فردوسی داستانهای زیادی را به نظم کشیدند. کتاب قران هم خود شامل حکایات زیادی است که در قالب سوره آمده است. از قدیمی‌ترین داستانها می‌توان داستاتهای هزار و یک شب ، کتاب ایلیاد و اودیسه هومر را نام برد که در قالب اسطوره نوشته شده است.
در واقع می‌توان گفت: داستان تجربه زیسته همراه با تخیل انسان است که با شیوه‌های مختلف به نگارش در آمده است. داستان معمولا با نثر است و بر پایه علت و معلول حادثه‌ای را نقل می‌کند.
داستان در تقسیم بندی رایج به انواع مختلفی تقسیم می‌شود:
_داستان کوتاه
_داستان بلند
_رمان
_ داستانک

ادامه دارد...

وظیفه مقدمه

۱_ رغبت خواننده را بر انگیزد.
۲_آکسیون داستان را آغاز کند.
۳_ لحن و آهنگ کلی داستان را القا کند.
۴_ شخصیت یا شخصیت های اصلی را وارد داستان سازد و آنها را معرفی کند.
۵_ محیط داستان را منتقل کند.

منبع / هنر داستان نویسی ، ابراهیم‌ یونسی

انواع داستانک

📚📚📚📚📚📚

_داستان چکیده: داستانی کمتر از ۵۰ لغت
_داستان ۱۴۰ کاراکتری: این گونه از داستان، نوشتارهای داستانی قابل انتشار در توییتر است، به همین دلیل آن را توییتریچر (Twitterature) نامیده می‌شود.
مثال: در مرکز شهر ما جنگلی است پر از جانوران.
داستان کوتاه کوتاه: زیر 250 کلمه.
داستان برق‌آسا: بین 250تا750 کلمه.
داستان ناگهانی: حجم داستان‌های ناگهانی از داستان برق‌آسا بیشتر است اما از داستان کوتاه کمتر و حداکثر 1750 تا 2000 کلمه‌ است.
_ داستان‌هایی هم هستند که تنها ۶ لغت دارند. مشهورترین مثال این مدل عبارت زیر است. برخی معتقدند این داستان شش کلمه‌ای نوشته‌ي ارنست همینگوی است، هرچند مدرک معتبری برای آن وجود ندارد.
برای فروش: کفش‌های کودک، پوشیده نشده